ترم پیش قبل از اینکه کلاسها شروع بشه همه دانشجویانی که در رشته هایی درس می خوندن که آزمایشگاه داشت ملزم به گذروندن دوره یک روزه ای برای نکات ایمنی به نام WHMIS(Workplace Hazardous Material Information Systemشدند.
این یک استاندارد کانادایی ایمنی در محیط آزمایشگاه و محل کاره. یعنی قبل از اینکه ما بخواهیم پامونو تو آزمایشگاه بزاریم باید این WHMISرو پاس می کردیم. و اگه کسی بار اول نمی تونست یه بار دیگه امتحان می گرفتند.این ترم هم ایمنی در حین کار به صورت یه درس سه واحدی و مجزا برامون ارائه شده که باز هم WHMISیک قسمتشه.
کلا اینجا اگه بخوای سر کار هم بری اینکه همه نکات ایمنی در حین کار برات کاملا جا افتاده باشه خیلی مهمه . اول از همه چیز برای کسایی که تازه استخدام کردند کلاس ایمنی در حین کار میزارن و به همه جزییات هم توجه می کنندو اصلا کاری رو شروع نمی کنند مگر اینکه همه نکات ایمنی رو حسابی شیرفهم کنند.این چیزیه که من تو ایران اصلا ندیده بودم. رشته من در ایران هم آزمایشگاههای برق و کارگاه عمومی که شامل جوشکاری ؛تراشکاری و فرزکاری بود داشت ولی هرگز ما دوره ایمنی نگذروندیم. یادمه ایران دانشجو که بودم تو کارگاه فرزکاری یه دختره برای اینکه براده های فلز روی میزشو پاک کنه از دستگاه هوا استفاده کرد.در نتیجه در یک آن تمام براده ها پاشید تو صورت نفر مقابلش که میز روبرویی کار می کرد و فقط شانس آورد تو چشمش نرفت . یا یه بار من در حین کار با نوک خودکار به یک سرکابل 20 کیلوولت برقدار اشاره کردم که اگه فاصله نوک خودکارم تا سرکابل کمتر از حدود 10 سانت بود الان اون دنیا بودم. اگه اینجا بود حتما این ها بررسی میشد که چرا این دانشجو یا کارگر آموزش لازم رو ندیده یا کجای آموزش ایراد داشته که خوب متوجه نشده کار به این خطرناکی انجام داده. واقعا نمی خوام هی تعریف کنم از اینجا... مسلما اینجا نه تنها بهشت برین نیست که خیلی خیلی ایرادها هم داره .ولی واقعا چه احساسی آدم پیدا می کنه وقتی میبینه برای سلامتی و جون آدمها اهمیت قائلند؟
اینو امروز تو ذهنم بود که بنویسم شاید برای اینکه ماجراهای این قطار و هواپیماها شده یکی از اخبار عادی و روزانه مملکت ما. جون آدمها اصلا انگار مهم نیست.