
سالها پیش هرکسی رو که اولین بار می دیدم یکی از اولین سوالهایی که تو ذهنم بود -حالا یا می پرسیدم یا سعی می کردم یه جوری بفهمم- ماه تولدش بود. مثلا اگه طرف متولد شهریور بود در ذهن من بی برو برگرد آدم پرکاری بود یا اگه متولد مهر بود منطقی یا آذر ورزشکار و رک گو می بود. همه اونهایی که این طالع بینی ها را خوانده باشند می دانند برای خردادی ها زیاد هم خوب ننوشته اند: دوشخصیتی؛ بی ثبات ؛ دمدمی و از طرفی بذله گو... وبی حوصلگی و دلتنگی از بزرگترین مشکلاتشونه. خوب چه می شد کرد:) این که دست من نبوده .. متولد خردادم خوب:) بعدها" دوم خرداد" دارای مفهوم خاصی شد و من فارغ از اون معنی و قبل از اون دوم خردادی بودم. سالها گذشت شوهر جان سر و کله اش پیدا شد اون هم متولد همین ماه بود یک روز قبل از من.. اول خرداد. و بچه ها به دنیا اومدند اولی 23 اردیبهشت -کمی نارس بود چون ده روز زود متولد شده بود!!- و دومی دوم خرداد!!
خوب دیگه جمع خردادی ها جمع شد:) تنها یک اردیبهشتی هست که اونم داره عادت می کنه... شاید اونهم باید خردادی میشد.
پانویس 1.می خوام در مورد کتابهایی که در دست دارم و می خونم اون گوشه بنویسم. جملاتی از کتاب که دوست داشته باشم می نویسم شاید شما هم خوشتون بیاد.
پانویس2.اینجا ابرها خیلی به زمین نزدیکند. شاید چون کوههای بلندی نیست که ابرها مجبور باشند خیلی اوج بگیرند. من این ابرهای نزدیک را دوست دارم . دست دراز کنی می توانی بگیریشان. می گذارمشان اون بالا برای دیدن.